17 ماهگی و 18 ماهگی
سلام به دوستای گلم و سلام به امیر مهدی پسر ماه خودم ببخشید که اینقدر دیر اومدم راستش دل و دماغ نوشتن نداشتم حالا اومدم از دو ماه بگم ولی خلاصه میگم اوایل دی ماه عموی بابایی که روستا هستن ما رو دعوت کردن و برامون گوسفند سر بریدن امیر مهدی کلی از محیط روستا خوشت اومد و کلی بازی کردی و خیلی هم زمین خوردی دم در خونشون پله داشت همش از پله ها بالا پایین میرفتی مرغ و خروسا رو دنیال میکردی و همش میخواستی بگیریشون اصلا هم نمیترسیدی پشت خونه خیلی با صفا بود کلی ازت عکس گرفتم کلی هم خاک بازی کردی عصر ذرت و سیب زمینی و شلغم کباب کردیم اون روز خیلی خوش گذشت ...





